نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضل‌الله نعیمی نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر شبی بازآید از در شمع جان افروز من

بر چراغ مهر و نور صبح خندد روز من

گر مرا روزی خیالش روی بنماید به خواب

مطلع اقبال گردد طالع فیروز من

تا سحر هر شب چو شمع از آتش هجران یار

دیده گریان است و می سوزد دل پرسوز من

پیش ابروی تو می خواهم که جان قربان کنم

پرده بردار از رخ، ای عید من و نوروز من

تا نهان کردی ز من رخ، یک نفس غایب نشد

صورت روی تو از چشم خیال اندوز من

کی تواند کرد عاشق گوش بر پند ادیب؟

زحمت خود می دهی ای پیر پندآموز من

چون نسیمی هر که او شد بنده فضل اله

کی تواند کو ببیند شمع جان افروز من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عواطف عمیق عاشقانه و longing اشاره دارد. شاعر در انتظار دیدار محبوب خود است و از شعله عشق و هجران می‌سوزد. او می‌گوید که اگر شمع جان او دوباره به روشنایی بازگردد، روزش به شادی خواهد گذشت. همچنین برای محبوبش آرزوی جانفشانی می‌کند و خواهان دیدن روی اوست. شاعر به وضوح از تاثیر عشق و زیبایی محبوب بر زندگی‌اش سخن می‌گوید و به سادگی تاریکی هجران را به تصویر می‌کشد. او در نهایت به این نکته می‌پردازد که عشق حقیقی و واقعی نمی‌تواند تحت تاثیر نصایح و پندهای دیگران قرار گیرد، چرا که در این مسیر تنها دل عاشق مهم است.