نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۶ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای دهانت پسته خندان من

خاک پایت چشمه حیوان من

زلف و رخسار تو، ای خورشید حسن!

لیلة القدر و مه تابان من

جان شیرینم فدای لعل تو

کو بسی شیرین تر است از جان من

در بهشت جاودانم تا که هست

روضه کویت سرابستان من

داروی درمان من درد تو بس

ای دوای درد بی درمان من

ز آتش عشق تو، هردم می رود

بر فلک دود دل سوزان من

روز بختم بی رخت تاریک شد

ای چراغ دیده گریان من

ترسم انجامد به طوفان در غمت

رستخیز اشک چون مرجان من

سنبلت در هر زمان داغی نهد

بر دل مجروح سرگردان من

دل بر آتش چون کباب افتاده است

تا غم عشق تو شد مهمان من

کفر زلفت با نسیمی درگرفت

ای رخت دین من و ایمان من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، احساس عمیق عشق و دلتنگی را به تصویر می‌کشد. شاعر به محبوب خود، که او را به زیبایی می‌شناسد، اشاره می‌کند و عشق او را چون دارویی برای دردهایش می‌داند. تصاویر زیبایی از عشق، زیبایی ظاهری و دل‌تنگی در متن وجود دارد، مانند تشبیه زلف و رخسار محبوب به خورشید و شب قدر. شاعر همچنین از رنج‌های ناشی از عشق و غم‌های ناشی از جدایی سخن می‌گوید و به طور کلی، عواطف و احساساتی عمیق را که در اثر عشق بر او مستولی شده، بیان می‌کند.