نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۹ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون

آفتاب از برقع و ماه از نقاب آید برون

گر شبی طالع شود بر بام چون بدرالدجا

تا صباح از شام زلفش آفتاب آید برون

تا بود مهمان چشم من خیال چشم او

از سر چشمم کجا سودای خواب آید برون

گر چو شمع از آتش دل چشم تر دارم چه عیب

هر که را سوزد دماغ از دیده آب آید برون

گر خیال چشم مستش زاهدی بیند به خواب

از درون صومعه مست و خراب آید برون

هر نفس بوی گلاب آید ز رخسارش ولی

نیست از گل دور، اگر بوی گلاب آید برون

آفتاب حسن رویت گر بتابد بر فلک

شمع خورشید از توانایی و تاب آید برون

چون نسیمی وصف لعل گوهرافشانش کند

از دهانش چون صدف در خوشاب آید برون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوقه اشاره دارد و احساسات شاعر نسبت به او را بیان می‌کند. شاعر می‌گوید که اگر معشوقه بی‌حجاب برود، نور آفتاب و زیبایی ماه از او بیرون می‌آید. او همچنین به نوعی تضاد می‌زند که در تاریکی و خواب، وجود عشق او مانند نور و روشنی است. در ادامه، شاعر در مورد سوزش دل و اشک خود صحبت می‌کند و بیان می‌کند که چگونه عشق می‌تواند انسان را در خواب نیز عذاب دهد. او به بوی گلاب و زیبایی چهره‌ی معشوقه اشاره می‌کند و می‌گوید که حضور او مانند آفتاب و نسیم عطرآگین است. در نهایت، شاعر با بیانی جذاب و دلنشین زیبایی و دلربایی معشوق را توصیف می‌کند.