نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۸ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او

باشد که اندازد نظر در آینه رخسار او

از مصحف رویش بخوان سی و دو حرف لم یزل

تا ره بری بر ذات حق، واقف شوی ز اسرار او

ذاتی که بود از جسم و جان، در پرده عزت نهان

رخساره بنماید عیان، هم بشنوی گفتار او

میزان عدل آورده است آن مه برای مشتری

قلب و دغل بگذار اگر داری سر بازار او

صراف عشق است آن صنم، صافی شو ای دل همچو زر

زانرو که نتوان داشتن سیم دغل در کار او

بگذر به خط استوا تا بازیابی طالبا

راه صراط المستقیم از قامت و رفتار او

خواهی که باشی پاکدین چون طیبین و طاهرین

حاصل کن ایمان و یقین از زلف چون زنار او

از لوح روی دلبران سی و دو حرف حق بخوان

اسرار «ما اوحی » ببین از چار هفت و چار او

گر می توانی چون خلیل ای عاشق حق سوختن

در آتش نمرود شو آنگه ببین گلزار او

کشت او نسیمی را به غم، کارش نه امروز است و بس

کز لطف خود با عاشقان، این است دایم کار او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوتی است به پاکی دل و جستجوی دیدار خداوند. شاعر به مخاطب می‌گوید که با پاکی دل و نیات صحیح، ممکن است نظر خداوند را بر خود جلب کند. او به خواندن معارف الهی و درک اسرار ذات حق توصیه می‌کند و از اهمیت عدالت و صداقت در زندگی می‌گوید. همچنین به عشق و شفافیت دل اشاره کرده و تأکید می‌کند که باید از دغل و نفاق دوری کرد. شاعر از تلاش برای رسیدن به حقیقت و ایمان حقیقی صحبت می‌کند و می‌گوید که عاشقان واقعی باید توانایی تحمل سختی‌ها را همچون حضرت خلیل (ابراهیم) داشته باشند. در پایان، شعر به دایمی بودن رحمت خدا بر عاشقان اشاره می‌کند.