شمارهٔ ۲۴۶ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به
پروانه آن شمعم، گر نار نداند به
از جام می باقی، یعنی لب آن ساقی
مستم، اگر این معنی هشیار نداند به
با غیر نمی گویم سر سخن عشقت
گر شرح رموز غیب اغیار نداند به
سهل است سر خود را بر دار زدن، لیکن
اسرار سر عارف گر دار نداند به
هست از کرم حسنت محروم رقیب، آری
گر لطف دم عیسی مردار نداند به
در صومعه با صوفی در کار درا گویی
ای زاهد! اگر عاشق این کار نداند به
با روی گل خندان، بلبل نظری دارد
این مژده نازک را، گر خار نداند به
در مصطبه معنی بی صورت سالوسی
وا یافته ام گنجی گر مار نداند به
اشعار نسیمی را صد معجزه هست، آری
گر سر ید بیضا سحار نداند به
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون عشق، معرفت و رازهای درونی میپردازد. شاعر احساسات و حالات عاشقانهاش را با تصاویری از پروانه، شمع و ساقی بیان میکند و به این نکته اشاره دارد که تنها کسی که عاشق شده میتواند عمق این احساسات را درک کند. او به معانی پنهان زندگی و عرفان نیز اشاره میکند و میگوید که اگر درک صحیحی از این معانی وجود نداشته باشد، انسانها همچنان از اسرار الهی و زیباییهای عشق محروم خواهند ماند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق و رازها به گونهای عمیقتر از آنچه که در ظاهر دیده میشود، وجود دارند و تنها دل های عاشق میتوانند آنها را درک کنند.