شمارهٔ ۲۵۴ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای جمالت نسخه اسماء حسنی آمده
وی خم ابروت ما اوحی و اوحی آمده
آمده در شأن چشمت رمز ما زاغ البصر
روی و مویت را بیان یس و طاها آمده
بسته از لعل لبت یاقوت را خون در جگر
در دندان تو از لؤلؤی لا لا آمده
معنی «آنست نارا» راز و رمز آن «شجر»
دیده ام آن عارض و آن قد و بالا آمده
غمزه ات با عاشقان در شیوه سفک دماست
گرچه رویت سوره انا فتحنا آمده
از ظهور آفتاب رویت ای بدر منیر
هردو عالم ذره سان در عشق دروا آمده
سجده روی تو می آرد نسیمی دایما
ای جمالت مظهر ایزد تعالی آمده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و ویژگیهای خاص او را وصف میکند. او جمال معشوق را به اسماء حسنی و رازهای معنوی تشبیه میکند و از چشمان و ابروهایش به عنوان یگانه و خاص یاد میکند. همچنین، لبهای معشوق را به یاقوت و دندانهایش را به مروارید تشبیه کرده و به زیبایی و جذابیت او میبالد. شاعر به تأثیر عاطفی و روحانی این زیباییها بر عاشقان اشاره میکند و بیان میکند که سجده و احترام به معشوق از عشق به او ناشی میشود. در نهایت، شاعر جمال معشوق را مظهر ایزد دانسته و به نور و جلوههای او در عالم هستی اشاره میکند.