شمارهٔ ۲۵۶ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
منم آن رند فرزانه که دادم جان به جانانه
چو از اغیار ببریدم شدم با یار همخانه
من آن پیمانه مستی که نوشیدم نیندیشم
که گردم مست و از مستی زنم بر سنگ پیمانه
من آن می چون بنوشیدم لباس عشق پوشیدم
چو بوم از بیت معمورش شدم با کنج ویرانه
مکان را و مکانی را نشان پرسی اگر از من
برآ بر عرش وجه ما ببین آن روی جانانه
نه ملحد داند این معنی نه زاهد و شحنه دعوی (؟)
کز این کونین پا بر جای هست این جای شاهانه
خطاب سی و دو خطش دلیل از زلف ما بشنو
جواب انی اناالله را چو موسی گوی مردانه
اگر باور نمی داری که شد روز پسین ظاهر
بیا بشنو همه اشیا کنون گویا شدند یا نه
همه گویای سی و دو کلام فضل حق گشتند
ولی نشنید دیو این را به صد پند و صد افسانه
نسیمی گر کنی کاری الهی فضل یزدانت
چو از رحمت ببخشاید سجود آرم به شکرانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن از شاعر ایرانی به توصیف حالتی mystical و عاطفی میپردازد. شاعر خود را به عنوان کسی معرفی میکند که به عشق و وحدت با معشوق خود رسیده و تمامی تعلقات دنیوی را رها کرده است. او از شراب عشق صحبت میکند و به سرمستی که از آن حاصل میشود اشاره میکند. شاعر پیشنهاد میدهد که در مورد مقامات و جایگاههای مختلف از او سوال نکنند، زیرا او با معشوقش در مرتبهی بالایی قرار دارد. او باور دارد که هرچیز در این دنیا از حقایق الهی خبر میدهد و هر کس که این معانی را نادیده بگیرد، در واقع از حقیقت بیخبر است. در نهایت، شاعر دعوت میکند تا کسانی که رحمت الهی را میشناسند، شکرگزاری کنند.