شمارهٔ ۲۶۲ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای که حاجت ز در اهل ریا میطلبی
نقد مقصود کجا و تو کجا میطلبی
جای آن است که خون تو بریزند ای دل!
سستهمت! نظر از غیر چرا میطلبی؟
تا تو در بند خودی راه به جایی نبری
ترک خود گیر اگر زان که خدا میطلبی
تا به کی در طلبش این همه سرگردانی؟
دوست غایب ز تو چون نیست کرا میطلبی؟
چون نسیمی طلب خاک در میکده کن
گر تو اکنون چو خضر آب بقا میطلبی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ما میگوید که اگر به دنبال نیازها و خواستههای واقعی خود هستیم، نباید به دنبال ظواهر و ریا برویم. شاعر از ما میخواهد تا از وابستگیهای دنیوی و خودپرستی دست برداریم و به خدا نزدیک شویم. او با تأکید بر ترک خود، ما را به تفکر دربارهٔ خواستههای واقعیمان دعوت میکند و به این نکته اشاره میکند که اگر واقعا به دنبال خدا هستیم، باید در این مسیر صادقانه حرکت کنیم و از هرگونه تردید و سرگردانی پرهیز کنیم. در انتها، شاعر از ما میخواهد که به دنبال حقیقت و شناخت واقعی باشیم، نه فقط ظواهر.