شمارهٔ ۲۷۹ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل ما جای غم توست و تو هم میدانی
من سگ کوی توام از چه رهم میرانی؟
ترک تقلید کن ای زاهد خودبین! به خود آ
دو سه روزی که در این دیر کهن ویرانی
رو به آدم کن اگر اهل دلی از همه رو
تا توان گفت به تحقیق تو هم انسانی
جهد آن کن که شوی واقف اسرار وجود
ورنه از زمره دجال خر نادانی
مظهر حقی و در حکمت تو نیست غلط
گاه ظاهر شده در کسوت و گه پنهانی
عاشقان درد و غمت را به خدایی خدا
به دو صد جان بخریدند و هنوز ارزانی
ای نسیمی! ره تحقیق اگر دور نمود
کس ندیده است ره دور بدین آسانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق شاعر نسبت به عشق و درد است. او از غمی که در دلش جای دارد سخن میگوید و به معشوق یادآوری میکند که چگونه او از راه او رانده شده است. شاعر از زاهدان خودبین میخواهد که از تقلید دست بردارند و به حقیقت وجود آدمی پی ببرند. او تأکید میکند که انسان باید به اسرار وجود واقف شود و در غیر این صورت به جهل باقی میماند. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و فدای عاشقان در راه معشوق اشاره میکند و به تحقق حقایق عمیقتر دعوت مینماید.