شمارهٔ ۲۹ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
گفت خوبان را همه جایی خوش است
گفتمش همتا ندارد قامتت
گفت چشمم نیز همتایی خوش است
گفتمش دور خوش است ایام عمر
گفت آن با روی زیبایی خوش است
گفتمش در بند بالای توام
گفت از این مگذر که بالایی خوش است
گفتمش سودای چشمت کرده ام
گفت می بینی چه سودایی خوش است
گفتمش کار خوش است این کار عشق
گفت با چون من دلارایی خوش است
گفتمش عشق رخت شد رای من
گفت عاشق را همه رایی خوش است
گفتمش سرو چمن پیش تو کیست؟
گفت بی رفتار و بی پایی خوش است
گفتمش دارم تمنای تو، گفت
ای نسیمی این تمنایی خوش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با معشوق خود به گفتوگو میپردازد و زیباییهای او را تحسین میکند. در هر بیت، شاعر نکتهای را درباره زیبایی و عشق مطرح میکند و معشوق با پاسخی شیرین و دلنشین به او جواب میدهد. معشوق تأکید میکند که زیبایی و عشق در ذات خود خوشایند است و هرچه درباره زیبایی او گفته شود، به نوعی اشاره به زیبایی درونی عشق نیز دارد. بهطور کلی، این شعر نشاندهنده جاذبه و کشش میان عاشق و معشوق است و هر دو به زیباییهای عشق و محبوبیت یکدیگر اشاره میکنند.