نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

مرغ عرشیم و قاف خانه ماست

کن فکان فرش آشیانه ماست

جعد مشکین و زلف وجه الله

دام دل عین و خال دانه ماست

ای فسوسی دم از فکوک مزن

ذات حق فارغ از فسانه ماست

زان حرام است با تو می خوردن

کاین شراب از شرابخانه ماست

بی نشان ره به ذات حق نبرد

کان نشان سی و دو نشانه ماست

گر طلبکار ذات یزدانی

وجه بی عذر و بی بهانه ماست

آتش کفر سوز و شرک گذار

نار توحید یکزبانه ماست

آنچه اشیا وجود از او دارد

گوهر بحر بی کرانه ماست

نام صوفی مبر که آن دلبر

فارغ از فش و ریش و شانه ماست

تن تنانای ما الف لام است

مست عشقیم و این ترانه ماست

چون نسیمی همه جهان امروز

سرخوش از باده شبانه ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف مقام و منزلت خود و ارتباطش با حق اشاره دارد. وی خود را چون مرغی عرش در نظر می‌گیرد که قاف آشیانه‌اش است. زلفانی به زیبایی و دلربایی خاص، نشان‌دهنده‌ عشق و زیبایی الهی است. شاعر به اشتباهات و کج‌فهمی‌های دیگران می‌پردازد و از دل پاک و حقیقت‌جوی خود سخن می‌گوید. او بر این باور است که تنها از طریق عشق و صفای دل می‌توان به ذات حق دست یافت و هر گونه شرک یا کفر را رد می‌کند. در نهایت، او بر عشق و مستی ناشی از آن تأکید دارد و نمادی از خوشی و سرخوشی در زندگی را به تصویر می‌کشد.