شمارهٔ ۵۵ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
در حریم حرم حرمت ما محرم نیست
دل به نیش است که هر نوش ندارد سودش
سینه زخمی است که خوشنود به هر مرهم نیست
کمر صحبت این راه ببندی ور نه
هر که زد بخیه بر اندام کله، ادهم نیست
زاهد ار از تو دم حال بپرسد گویش
صحبت جام طرب کش که از این به دم نیست
دیده بگشای و بر اعجاز نسیمی بنگر
کاین نسیم است که منفوخ به هر مریم نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی به دلنگرانی و دلتنگی اشاره دارد. شاعر به توصیف حالتی میپردازد که در آن احساسات عمیق و جذابیتهای حیات در کنار تسلی خاطر و ارتباط با زیباییهای دنیوی قرار دارند. او به محدودیتهایی که در ارتباط با عشق و زیبایی وجود دارد، اشاره کرده و به نحوی از زهد و بیتوجهی به جذابیتهای زندگی انتقاد میکند. در نهایت، با دعوت به آگاهی از زیباییهای اطراف، به سنت عشق و زیبایی مثل نسیمی پاک و دلنواز اشاره میکند که نمیتوان با هیچ چیز دیگری جایگزین کرد.