شمارهٔ ۷۸ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلی دارم که در وی غم نگنجد
چه جای غم؟ که شادی هم نگنجد
میان ما و یار همدم ما
اگر همدم نباشد دم نگنجد
دلی کو فارغ است از سور و ماتم
در او هم سور و هم ماتم نگنجد
جز انگشتی که عالم خاتم اوست
دگر چیزی در این خاتم نگنجد
زبان درکش نسیمی خود ز گفتار
مگو چیزی که در عالم نگنجد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عمق احساسات و درونیات شاعر است. او از دلی صحبت میکند که ظرفیت پذیرش غم و شادی را ندارد و میگوید در ارتباطش با یار، اگر همدمی وجود نداشته باشد، دیگر هیچ چیز نمیتواند در آن دل جا بگیرد. همچنین اشاره میکند که دل آزاد از غم و شادی است و هیچ چیزی جز وجود معشوقش در آن نمیگنجد. در نهایت، او به نجواهای خود اشاره میکند و میگوید که حتی گفتار او نیز نمیتواند مضمون حقیقی احساساتش را بیان کند. شعر در واقع بازتابی از عشق عمیق و ناگفتنی و محدودیتهای بیان احساسات است.