نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد

چون نظر کردم به گل، روی توام آمد به یاد

طره مشکین شبی دیدم مسلسل بر قمر

سنبل زلفین هندوی توام آمد به یاد

معجزات انبیا می‌خواند ارباب معین

سحر چشم مست جادوی توام آمد به یاد

از شب قدر آیتی تفسیر می‌کرد آفتاب

قصه سودای گیسوی توام آمد به یاد

وصف باغ خلد می‌کردند با هم زاهدان

جنت‌آباد سر کوی توام آمد به یاد

ساقیان روضه می‌کردند ذکر سلسبیل

ذوق جام لعل دلجوی توام آمد به یاد

چون رقیبانت به خونم نیز می‌کردند تیغ

ساعد سیمین بازوی توام آمد به یاد

عابدان از قبله می‌گفتند هر یک نکته‌ای

گوشه محراب ابروی توام آمد به یاد

(حاصلی از بهر دستاویز روز آخرت

فکر می‌کردم شبی موی توام آمد به یاد)

می‌زد اشعار نسیمی دم ز انفاس مسیح

از دم جان‌بخش خوشبوی توام آمد به یاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و شاعر در هر بیت به یادآوری ویژگی‌ها و زیبایی‌های معشوق خود می‌پردازد. او هر بار که به همراهی معشوق می‌اندیشد، چندین تصویر زیبا و الهام‌بخش از او را در ذهن خود مرور می‌کند. از ابرو و چهره گرفته تا زلف و گیسوانش، هر کدام به نوعی او را به یاد معجزات و زیبایی‌های عالم هستی می‌اندازد. شاعر در نهایت، این جذابیت را به قدری عمیق می‌بیند که نه تنها در دنیای مادی، بلکه در روح و جانش نیز تأثیر می‌گذارد و او را به یاد افکار معنوی و الهی می‌اندازد.