شمارهٔ ۸ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
روز و شب خون ز ره دیده فشانید شما
دیده دل بگشایید و نکو درنگرید
می رود عمر، چه در بند جهانید شما
چون روی از پی دنیی، برود دین از دست
وز پی سود جهان بس بزیانید شما
پیش دارید یکی راه عجب دور و دراز
نیک کوشید در این راه نمانید شما
هیچ کس نیست که این راه ندارد در پیش
گورها را نگرید ار به گمانید شما
اگر از قوس قضا تیر اجل بر تو رسد
بهر آن تیر، یقین، جمله نشانید شما
ای نسیمی چو تو خورشید برآمد به جهان
این همه ذره بدان نور نهانید شما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عمق زندگی و گذر زمان میپردازد. شاعر به ما یادآوری میکند که هر روز و شب باید توجه کنیم که عمرمان در حال گذر است و نباید تنها به دنیاست توجه کنیم. او به بینش عمیقتر دعوت میکند و تأکید میکند که دنیای مادی نباید ما را از دین و ارزشهای معنوی دور کند. در ادامه، شاعر اشاره میکند که همه انسانها با این چالش مواجهاند و باید در این مسیر کوشش کنند. او همچنین به سرنوشت و مرگ اشاره میکند و میگوید که هر فردی ممکن است با ناگهان مرگ مواجه شود. در نهایت، شاعر از زیبایی و نور در زندگی سخن میگوید که باید درک شود و ارزش آن شناخته شود.