شمارهٔ ۱ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را
کآزرد به هجران دل صد پاره ما را
بر اوج سعادت تو نگه دار خدایا
از نقص و زوال آن شه سیاره ما را
با تیغ جفا، دست فراقش بگشاید
هردم جگر خسته خونخواره ما را
داریم امیدی به ره لطف الهی
کآرد به سر آن بخت ستمکاره ما را
در گوش دل او به نهانی که رساند
حال دل سرگشته آواره ما را
در عالم تحقیق چو نظاره من اوست
من ناظرم او منظر نظاره ما را
جز وصل رخ دوست در این دور نسیمی
چاره که کند این دل بیچاره ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل بیانگر احساس عمیق دلتنگی و longing شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از درد فراق و جدایی میگوید و آرزوی وصال را دارد. او به یار خود امید دارد و میخواهد که خدابنما او را از نقص و زوال محافظت کند. شاعر در تلاش است تا حال دل خود را به معشوق برساند و از زیبایی و کمال او سخن میگوید. در نهایت، او بیان میکند که تنها راه آرامش قلبیاش وصال یار است و در غیر این صورت، دلش همچنان در رنج خواهد بود.