نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در کوی خرابات مناجات توان کرد

در طور لقا عیش خرابات توان کرد

گر بازی شطرنج خط و خال تو این است

لیلاج جهان را به رخت مات توان کرد

ای زاهد مغرور به طاعت مکن افغان

شیخی به چنین کشف و کرامات توان کرد

گر مرکب تحقیق توانی به کف آری

سیاره صفت سیر سماوات توان کرد

تا کی سخن از خرقه و سجاده و پرهیز

ارشاد بدین کهنه خرافات توان کرد

کی بر سر بازار خرابات مغان خرج

سیم دغل از توبه و طامات توان کرد

روی تو به خوبی نه بدان مرتبه دیدم

کاندیشه حسنش به خیالات توان کرد

گر دیده تحقیق بود درک تجلی

از چهره هر ذره ذرات توان کرد

دادند نشان رخت آن زمره که گفتند

سجده ز برای صنم و لات توان کرد

چون پیش نسیمی صفت و ذات یکی شد

کی فرق میان صفت و ذات توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نقطه نظرهای مختلف در مورد عرفان و معارف دینی می‌پردازد. او اشاره می‌کند که در خرابات (محل باده‌گساری) می‌توان به نیایش و عشق الهی دست یافت و مقایسه‌ای میان عشق و عبادت‌های ظاهری می‌کند. او به زاهدان مغرور که تنها به اعمال ظاهری تکیه دارند، انتقاد می‌کند و آنها را به درک عمیق‌تر و ترک خرافات فرامی‌خواند. شاعر بر این باور است که حقیقت و زیبایی در درک عمیق، و نه صرفاً در اعمال ظاهری، نهفته است. او به شطرنج وجود اشاره می‌کند و می‌گوید که می‌توان با درک واقعیات، جهانیان را تحت تأثیر قرار داد. در نهایت، او بر اتحاد ذات و صفت تأکید می‌کند که در وجود حقایق عمیق‌تر می‌تواند نمودار باشد.