شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل از عشق پریرویان دل من برنمیگیرد
مده پند من ای ناصح که با من درنمیگیرد
حدیث توبه و تقوی مکن پیش من ای واعظ
که با من هرچه میگویی به جز ساغر نمیگیرد
خیال دست رنگینش حمایل کردهام زان رو
که در خاطر مرا نقشی از این خوشتر نمیگیرد
به خورشید رخش زان رو تفأل میکند جانم
که عاشق فال دولت را به هر اختر نمیگیرد
الا ای ساقی وحدت، به پیش پیر میخانه
گرو کن خرقه خود را، به ما دفتر نمیگیرد
دل من با لب لعلش گرفت الفت به جان زان رو
که جز پیوند روحانی در آن جوهر نمیگیرد
ز دست دلبر ساقی نگیرد جام جز عارف
مرقعپوش رعنا را رها کن گر نمیگیرد
به خلوتخانه طاعت مکن ارشادم ای صوفی
که جز کوی مغان، عارف ره دیگر نمیگیرد
نسیمی گرچه اشعارت به گوش دلبران هر یک
دُرّ شهوار میآید ولی بیزر نمیگیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلبستگی به محبوب و نیز بیتوجهی به پند و نصیحتهای عالمانه است. شاعر بیان میکند که دلش هرگز از عشق محبوبش جدا نمیشود و هیچ کلامی به جز می و شادی برایش اهمیت ندارد. او از توصیههای واعظان و صوفیها بیزار است و به نظرش عشق واقعی فقط با پیوند روحانی و واقعی به دست میآید. همچنین، او به زیبایی محبوبش اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ چیز غیر از عشق و طرب او را راضی نمیکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که فقط در گوشه میخانه و در کنار ساقی میتواند آرامش و سرور واقعی را بیابد.