شمارهٔ ۵ نسیمی
عمادالدین نسیمی / اشعار عربی و ملمع / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
لقد فنیت عن الغیر لا وجود سوایی
لان نفی وجودی ثبوته لبقایی
وجود غیر چو مستلزم شریک و دویی است
خیال غیر چرا میکنی و غیر چرایی؟
عن البقاء ولا للبقاء من عدم
فکیف اثبت شیئا بقائه لبقایی
هوالسلام هوالمؤمن هوالملک الحق
لقاء خویش ببین گر در آرزوی لقایی
لقاء وجهک نور ظلاله یتمدی
بذیلها اتمسک بأن تلک لوایی
(چو اسم عین مسمی بود ز روی حقیقت
ببین به عین خدایی تو را که عین خدایی)
فأن سقمت من الحب لاابالی منها
لان فیه مرادی و مقصدی و رجایی
مرا هوای تو ای عشق لم یزل جان سوخت
عجب چه آتش و آبی، عجب چه باد و هوایی
لقد شربت شرابا حیاته ابدی
فصار ممتزجا ذلک الشراب دمایی
بلای عشق تو خوشتر ز جان ماست ندانم
«چه آفتی چه عذابی چه فتنهای چه بلایی»
نسیم زلف دلاویز دلبر است نسیمی
عجب مدار که جانها از او کنند گدایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری عرفانی است که به وحدت وجود و عشق الهی میپردازد. شاعر از فنای خود در غیر و تجلی واحدیت سخن میگوید و تأکید میکند که تنها وجود حقیقی وجود خداوند است. او وجود غیر را ناشی از خیال و توهم میداند و در جستجوی لقاء و دیدار خداوند است. عشق الهی در او شعلهور است و او را سرمست از شراب حیات ابدی کرده است. شاعر از مشکلات و دردهای عشق جلوههایی زیبا میبیند و نسیم زلف محبوب را مایه حیات جانها میداند. این بیانها نمایانگر عشق عمیق و جستجوگرانه او به خداوند و حقیقت وجود است.