شمارهٔ ۱۱۴ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عمر بگذشت و نماندست جز ایامی چند
به که با یاد کسی صبح شود شامی چند
به حقیقت نبود در همه عالم جز عشق
زهد و رندی و غم و شادی از او نامی چند
زحمت بادیه حاجت نبود در ره دوست
خواجه برخیز و برون آی ز خود گامی چند
طبع خاکی بنه و چاک بر افلاک انداز
مرغ کز دام بر آید چه بود بامی چند
مرغ دل در طلب دانهٔ خالت مشغول
من چه باکم بود از سرزنش عامی چند
خم زلفت به بناگوش سرافکنده بماند
کز دل غمزده بودش به تو پیغامی چند
آتشی بر سر این کوی برافروخت نشاط
در نگیرد ولی از شعلهٔ او خامی چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بررسی گذر زمان و تأثیر عشق بر زندگی اشاره دارد. شاعر میگوید که عمر کوتاه است و بهتر است به یاد کسی خوش باشیم. او تأکید میکند که عشق، مهمترین احساس در زندگی است و زهد و شادی تنها نامهایی از این عشقاند. در ادامه بیان میکند که برای رسیدن به معشوق، نیازی به سختی و تلاش اضافی نیست و باید از خود فارغ شویم. همچنین، به پرواز مرغ دل که در جستجوی عاشقانههاست اشاره میکند، و به سرزنشهای دیگران بیتوجهی میکند. در نهایت، شاعر از شادی و شعله عشقی سخن میگوید که میتواند در دلها شعلهور باشد.