شمارهٔ ۱۱۶ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
پرده بگشا ز در خانه که دیوار افتاد
یار در خلوت ما بود بسد پرده نهان
پرده برداشت چواز خانه ببازار افتاد
آن خرامیدن دلجوی نگر بر لب جوی
سرو آن روز بدیدش که ز رفتار افتاد
غم ایام و لیالی ندهد راه بدل
هر که را کار بدان طره و رخسار افتاد
دیده دور از تو نیا سوددمی، خواب چسان
آید اکنون که بدیدار تواش کار افتاد
در خورشکر توام نیست بیانی چه زیان
که زبانم بلقای تو زگفتار افتاد
دام تزویر چه سازد دگر امروز نشاط
سبحه ای داشت که در خانه ی خمار افتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به راز و خلوتی اشاره میکند که در آن با یار خود زندگی میکرده است. اما با گذر زمان، پردهها کنار میروند و رازها آشکار میشوند، به طوری که یار به میان مردم میآید و دیگر پنهان نیست. شاعر به زیباییهای یار، غم و طبیعت عشق میپردازد و نشان میدهد که حتی در دوری از یار، فکر و یاد او بر دلش سایه افکنده است. در نهایت، شاعر به نقش تزویر و فریب در زندگی اشاره میکند و از اثرات تلخ آن بر شادابی و نشاطش صحبت میکند.