شمارهٔ ۱۲۳ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بوی جان از نفس باد صبا میآید
یارب این باد بهاری ز کجا میآید
در ره عاشقی اندیشه ز گمراهی نیست
کز پی گمشدگان راهنما میآید
رحمت خواجه به تقصیر دلیرت نکند
گر به پاداش خطا باز عطا میآید
شمع بردار که مه حلقهزنان بر در ما
امشب از روی تو جویای ضیا میآید
حاجتی دارد ازین دلشده پرسید که کیست
که به هرجا که روی او ز قفا میآید
منزل دوست از آن سوست که میرفت نشاط
منعمی هست به هرجا که گدا میآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیباییهایی که از باد بهاری و نفحات آن به مشام میرسد اشاره میکند و از خداوند میخواهد که این وزش باد را از کجا میآید. او در مسیر عشق به روشنایی و راهنمایی اشاره میکند و میگوید که حتی در گمراهی، هدایت وجود دارد. برکت و رحمت خداوند را مورد توجه قرار میدهد و به زیباییهای حضور دوست اشاره میکند. شاعر همچنین به دلایل و نیازهای درونی اشاره میکند و میپرسد که چه کسی در پی اوست، و نهایتاً از حال و هوای دور از دوست و خوشیهای وابسته به او سخن میگوید. این شعر پر از احساس و عواطف عاشقانه است و به زیبایی عشق و نیاز به حضور محبوب را به تصویر میکشد.