نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۴ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شدی از قصه ی ما گر ملول افسانه ای دیگر

وگر از ما بتنگ آمد دلت دیوانه ای دیگر

بتی در خلوت جان دارم از چشم جهان بینان

ندارد ره بسویش غیر دل بیگانه ای دیگر

پسندت گر نباشد دل قدم بگذار در جانم

از آن ویرانه تر دارم در آنسو خانه ای دیگر

چه غم داری چه کم داری اگر سوزی و گر سازی

تو شمع جمعی و از هر طرف پروانه ای دیگر

بیک پیمانه پیمانها شکستم ترسم ای ساقی

از این پس بشکنم پیمانه از پیمانه ای دیگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس تنهایی و جدایی می‌پردازد. شاعر از قصه‌اش می‌گوید و اینکه اگر کسی از او خسته شده، می‌تواند به دنیای دیگری برود. او در دلش عاشقانه‌ای دارد که تنها دل‌های بیگانه قادر به درک آن نیستند. شاعر به همسرش می‌گوید که اگر این عشق را نمی‌پسندد، می‌تواند از زندگی‌اش خارج شود، زیرا او در دلش درد و ویرانی عمیقی دارد. او به حس سوز و ساز اشاره می‌کند و این احساس را به شکل شمع و پروانه توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر از شکستن پیمان‌ها و عدم ترس از آن صحبت می‌کند، به این معنا که دیگر از پیمان‌هایی که بر او تحمیل شده می‌گریزد.