نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دوش با یاد توام باز حکایت‌ها بود

شکرها از تو و از خویش شکایت‌ها بود

بر من از تو ستمی نیست ولی بر ستمت

ستم است اینکه ندانی چه عنایت‌ها بود

با من از خشم عتابی ز لبت رفت ولی

از نگه‌های نهانیت حمایت‌ها بود

پرده برداشتنت پردهٔ دیگر بربست

زیر تصریح تو ای دوست کنایت‌ها بود

سر افسانه نداری و دریغا که نشاط

با تواش هم به مراد تو حکایت‌ها بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به یاد محبوبش فکر می‌کند و از احساسات خود سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که در حالی که همه چیز به خوبی از محبوبش است، از خود نارضایتی‌هایی دارد. او می‌گوید که بر او ستمی نیست، اما ندانستن محبوب از محبت‌ها و عنایت‌هایش ظلم است. همچنین، او اشاره می‌کند که اگرچه از خشم محبوب کلامی بر او رفته، ولی نگاه‌های پنهان او پر از حمایت است. شاعر همچنین به تغییر حال و هوای رابطه‌شان اشاره می‌کند و از اینکه این داستان‌ها و احساسات او با محبوبش ادامه دارد، ابراز تأسف می‌کند. در نهایت، او از فقدان نشاط در absence از محبوبش ناله می‌کند.