نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۰ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر کرا بر سر آن کو گذری می‌باید

از دل گمشده‌ام راهبری می‌باید

از توام نیست گریزی که به هر سو گذرم

بر سر کوی تو زان ره گذری می‌باید

گشت منظور تو آن کز نظر خلق فتاد

بر من ای خسرو خوبان نظری می‌باید

در خم زلف مپوشان رخ و بردار نقاب

صبح را شامی و شب را سحری می‌باید

نعمت خواجه عمیم است و خداوند کریم

بنده را لیک به خدمت هنری می‌باید

خجلت ماست فزون هر نفس از رحمت شاه

بهر این قصه زبان دگری می‌باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و خیابان‌هایی که به معشوقش منتهی می‌شود اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که برای رسیدن به دل گمشده‌اش باید از این کوچه‌ها عبور کند. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که گریزی از عشق محبوبش ندارد و باید هر راهی را که به او می‌رسد، بپیماید. او خواستار نگاه محبت‌آمیز معشوق است و از او می‌خواهد که زلف خود را نپوشاند و خود را نمایان کند. شاعر همچنین به نعمت‌های خداوند و نیاز به هنر و خدمت به محبوب اشاره می‌کند و نهایتاً ابراز می‌کند که در این عشق، هر لحظه خجلت و نگرانی از رحمت شاه وجود دارد و برای بیان این احساسات، نیاز به زبان و بیان دیگری است.