نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آب گو بگذر ز سر این خانه را

وقت شد، ویران کن این ویرانه را

صوفیان مستند و زاهد بی خبر

از که پرسم من ره میخانه را

شعله ی شمع است کاتش زد بجمع

خواجه گر سوزد چه غم پروانه را

مست آن بزمم که مستانش کنند

ز آب شمشیر تو پر پیمانه را

عشق نوبت میزند بر بام قصر

کز هوس خالی کنید این خانه را

آشنایی حلقه بر در میزند

کیست تا بیرون کند بیگانه را

خطبه میخواند بنام دوست عشق

ای خرد کوتاه کن افسانه را

عشق با دیوانگی! حاشا نشاط

عشق عاقل میکند دیوانه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تخریب و ویرانی خانه‌ای که دیگر مناسب زندگی نیست، اشاره می‌کند. او از حال و هوای مستی صوفیان و زاهدان بی‌خبر سخن می‌گوید و از عشق و میخانه که نیرو و شور جدیدی به زندگی می‌بخشد، یاد می‌کند. همچنین به آتش عشق اشاره می‌کند که می‌تواند هم خوشحالی و هم دیوانگی به همراه بیاورد. در نهایت، شاعر از نیاز به آشنایی و شناخت در زندگی سخن می‌گوید و از خرد می‌خواهد که داستان‌های غیرواقعی را کنار بگذارد و به واقعیت عشق و جنون آن بپردازد.