شمارهٔ ۱۵ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یا رب که چشم بد نرسد آن نگاه را
وان طرز بازدیدن بیگاه و گاه را
آن خم بخم سلاسل مشکین پرشکن
کاندر شکنج هر خمی افکنده ماه را
آن آستین فشاندن و آن جامه برزدن
آن رسم برشکستن طرف کلاه را
بر دسته دسته زلف معنبر در آینه
بیند چنانکه شاه مظفر سپاه را
دیبا میفکنید براهش که عاشقان
از نقش چشم و چهره بپوشند راه را
در شرح دوستی بر او لب گشاده ام
چون عاصیی که عذر بگوید گناه را
خاصان بارگاه رقیبان مدعی
حال گدا که عرضه دهد پادشاه را
جز در گه تو راه بجایی نبرده اند
از آستان خویش مران داد خواه را
بر لب قرین شکر تو ذکری نیاورم
الا دعای خسرو گیتی پناه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیباییهای خاص و نگاه جذاب معشوق خود سخن میگوید و آرزو میکند که چشم بد به او نرسد. او به توصیف جزئیات زیبایی معشوق پرداخته و به شیوههای خاصی که معشوق بر جذابیت خود میافزاید، اشاره میکند. شاعر همچنین درباره عواطف و احساسات عاشقانهاش صحبت میکند و در نهایت از دعا برای معشوق به عنوان پادشاهی بزرگ یاد میکند. در کل، شعر مملو از احساس عشق و زیباییست و عاطفه عمیق شاعر را به تصویر میکشد.