نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به یاد آرید یاران مردن حسرت‌نصیبی را

اگر بینید بر بالین بیماری طبیبی را

شوید آسوده تا از غم دهمتان جان به آسانی

بیارید ای پرستاران به بالینم طبیبی را

ز قتلم بر سر کویت چو اندیشی چه خواهد شد

به شهر خویش اگر سلطان کند پنهان غریبی را

ندیدم گل که تا دانم تو زان نیکوتری یا نه

همی‌بینم چو خرد نالان به کویت عندلیبی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار به یادگاری از دوستان و حسرتی که بر مرگشان وجود دارد صحبت می‌کند. شاعر از پرستاران می‌خواهد که طبیبی را به بالینش بیاورند تا از غم و دردش آسوده شود. همچنین، او به فکر وضعیت خود در شهر می‌افتد و نگران این است که اگر کشته شود، چه بر سر او خواهد آمد. در انتها، شاعر به زیبایی و طراوتی که در دل دارد اشاره می‌کند و از نبود گل و شکوفه در زندگی‌اش گلایه می‌کند.