نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۷ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زین گرفتاری چه می‌جویی دلا آزاد باش

زیستی با غم بسی آخر زمانی شاد باش

گر هوای پرفشانی نبودت در سر چه باک

گو چمن دام و جهان یکسر همه صیاد باش

خواه طاعت خواه عصیان فارغ از کاری ممان

در خور عفوی نه‌ای شایستهٔ بیداد باش

عهد شاه است و به آبادی جهان را دست عهد

این خرابی تا به کی ای دل تو نیز آباد باش

توسن شوکت بتاز و محفل عشرت بساز

شهسوارا خسروا فیروز زی، دلشاد باش

عرصهٔ جولان فراخ است اشهب همت بران

گه مظفر در هری، گه شاد در بغداد باش

در مساق رزم گه فتح و گهی نصرت گزین

در بساط بزم گه با عدل و گه با داد باش

شاد باش و شاد زی تا شاد ماند عالمی

ای نشاطت بندهٔ فرمان زغم آزاد باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دل می‌گوید که از غم و گرفتاری‌ها آزاد باشد و به زندگی شاد بپردازد. او تأکید می‌کند که حتی اگر شرایط زندگی سخت است، نباید ناراحت بود و باید از زندگی لذت برد. شاعر اشاره می‌کند که در هر دو حالت طاعت و عصیان، باید فارغ از نگرانی‌ها زندگی کرد و در هر شرایطی به آبادانی جهان کمک کرد. همچنین از زیبایی‌های زندگی و شادی در دل و دلشاد بودن صحبت می‌کند و از دل می‌خواهد که همچون سوار کارزاری در تلاش و کوشش باشد تا همواره شاد و خوشحال بماند. به طور کلی، پیام شعر دعوت به شادی و امیدواری در زندگی است.