نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نتوان داشت نگه باز زچشم سیهش

دار از چشم بد خلق خدایا نگهش

جای رحم است بر آن بندهٔ مسکین فقیر

که برانند و ندانند چه باشد گنهش

نگهی جانب ما دلشدگان می نکنی

دل چرا امیبری از کس چو نداری نگهش

قاصد یارم و با تیرگی بخت نشاط

حرفی از جعد خطش دارم و چشم سیهش

بنده ی شاهم و بر روشنی چشم امید

خطی از گرد رهش دارم و گرد سپهش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار از عشق و زیبایی معشوق صحبت می‌کند و به جذابیت و چشم‌های سیاه او اشاره می‌کند. او از خداوند درخواست می‌کند که از چشم بد و نظر بد دیگران، معشوق را حفظ کند. شاعر به وضعیت انسانی مسکین و فقیر نیز اشاره می‌کند که ممکن است به خاطر نادانی از گناه خود آگاه نباشد. در نهایت، او از دل‌شکسته‌گان یاد می‌کند که نمی‌توانند توجه معشوق را جلب کنند و به امید خود برای دیدن معشوق و زیبایی‌های او اشاره دارد، در حالی که از تیرگی بخت خود نیز نالان است.