نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شکر نعمت آورم یا عذر ار تقصیر خویش

منت از تقدیر تو یا خجلت از تدبیر خویش

ترک هر تدبیر شد تدبیر ما در بندگی

تا تو دانی و خدایی خود و تقدیر خویش

دانه تا پنهان نسازد هستی خود را بخاک

ابر رحمت کی کند پیدا در آن تأثیر خویش

خاک شو تا بر تو اندازد نظر آن چشم پاک

ورنه کس بر سنگ کی ضایع گذارد تیر خویش

بیقراری سر زلفش نه از باد صباست

یک جهان دیوانه دارد در خم زنجیر خویش

در نگاهی از پس سد خشم ذوق دیگر است

حسن در تسخیر دل داند نکو تدبیر خویش

عاقلان گویند آسانی به از دشواری است

چون خرابی سهلتر، کوشم چه در تعمیر خویش

دیده بر روی جوان به گوش بر گفتار پیر

در جوانی این سخن دارم بیاد از پیر خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ شکرگزاری و تأمل در تقدیر الهی و تدبیر انسان است. شاعر ابتدا به میانهٔ تعارض بین شکر نعمت و عذرخواهی از کمبودها اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که راه حلی برای مشکلاتش در بندگی و تسلیم به تقدیر الهی است. او به مفهوم پنهان بودن و نیاز به خاکساری برای دریافت رحمت الهی اشاره دارد و همچنین به بیقراری ناشی از عشق و زیبایی می‌پردازد. در پایان، شاعر بر اهمیت توجه و یادگیری از تجربیات دیگران تأکید می‌کند و به ارتباط میان جوانی و پیری اشاره می‌کند. این شعر در قالب مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، به دنبال درک بهتر از زندگی و رابطهٔ انسان با خداوند است.