شمارهٔ ۱۵۷ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر چه ناصح ما مشفق است و خیر اندیش
به تندرست چه گویم من از جراحت ریش
بهیچ حادثه ما را غمین نشاید داشت
که از وجود تو شادیم نی زهستی خویش
غمش نهفته نشاید بدل که مقدم شاه
نهان ز خلق نماند بکلبه ی درویش
به همعنانی طفلان نی سوار بماند
چه تیغها به نیام و چه تیرها در کیش
تو در دل من و سد بار از دلم افزون
بعالم اندر و زاندازه ی دو عالم بیش
یگانه فتحعلی شه خدیو نیک نهاد
خداش نیکی بخش و قضاش نیک اندیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسی عمیق از عشق و ارادت نسبت به فردی مهم و عزیز است. شاعر با وجود تمام مشکلات و جراحتهای روحی، به وجود این فرد دلگرم است و شادمانی را در وجود او میبیند. او معتقد است که غم و درد نباید مانع شادابی زندگی شود و در نهایت، دعایی برای خوشبختی و صلاح این شخص دارد. شاعر همچنین به وفاداری و ارزشی که این فرد برایش دارد، اشاره میکند و به یگانه بودن او در دل خود تأکید میکند.