نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زبان به عرض نیازی مگر گشودم دوش

سروش غیب به گوشم نهفته گفت خموش

وجود تو همه فقر است و ذات او همه جود

نیاز تو همه نطق است وجود او همه گوش

اگر به نوش عتاب آیدت به خاک بریز

و گر به نیش خطاب آیدت به ذوق بنوش

جمال او همه حسن است از نقاب برآر

وجود تو همه عیب است در حجاب بپوش

نشاط را به رخ دوست دیده باز و هنوز

حکیم از پی عقل و فقیه پیرو هوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان رابطه میان انسان و خداوند می‌پردازد. شاعر به توجه به نیازها و فقر وجودی انسان اشاره می‌کند و برعکس، خداوند را به عنوان منبع بخشش و زیبایی معرفی می‌کند. او تأکید می‌کند که در مواجهه با موارد مختلف، باید به گونه‌ای واکنش نشان دهیم که نشان‌دهنده عمق درک و ادب ما باشد. همچنین، از جمال و زیبایی خداوند سخن می‌گوید که همواره باید از آن قدردانی کنیم. در نهایت، اشاره به دو نوع شناخت (عقل و هوش) وجود دارد که هر کدام در جستجوی حقیقت و خوبی هستند.