شمارهٔ ۱۶۹ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زشست شهسواری ناوکی تعویذ پر دارم
کجا اندیشه از آهنگ صیاد دگر دارم
به تیری چون ز پا افکندیم از خاک بردارم
که صیاد دگر در راه و زخمی کارگر دارم
کشیدم آهی و زخم دگر زد بر سر زخمم
به آه خویشتن زین بیشتر چشم اثر دارم
اگر چون سایه افتادم به خاک ره عجب نبود
فروزان آفتابی از جمالش در نظر دارم
ملامتگو چرا باید زبان بیهوده بگشاید
نه او از وی خبردار نه من از خود خبر دارم
خموشی چون نشان آگهی آمد از آن نالم
که گر خاموش بنشینم ز رازم پرده بردارم
ز اسرار جهان بیهوده میجستم خبر عمری
ندانستم که خود را باید از خود بیخبر دارم
همین بهتر که خاموشم چرا بیهوده بخروشم
اگر دارم فغانی از جفای دادگر دارم
ز نقش پای من اشکم نشان نگذاشت در راهش
به راه او چه منتها نشاط از چشم تر دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و درونی شاعر است که با استفاده از تصاویری از طبیعت و ملاحظهی خود به ترس و غم درونیاش میپردازد. او به صید و شکار اشاره میکند و به زخمهای ناشی از این شکار کردن و همچنین زخمهایی که زندگی به او زده است میپردازد. شاعر از سکوت بهعنوان ابزاری برای بیان دردهایش استفاده میکند و به این نتیجه میرسد که باید از خود بیخبر باشد. او احساس میکند که خاموشی در برابر دردها بهتر از فریاد زدن است و در نهایت به یادآوری رویاها و امیدها در دلش میپردازد. دیدگاه او به زندگی و دردها نشان از عمق تفکر و تجربههایش دارد.