نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۶ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جز رنج خمار ابدی نشئه ندیدیم

زان باده که از ساغر ایام کشیدیم

آمیخته با خون دل و لخت جگر بود

هر جرعه که از مشربهٔ دهر چشیدیم

انگیخته از چنگ غم و زخم ستم بود

هر نغمه که در مصطبهٔ چرخ شنیدیم

در دشت عمل دانهٔ عصیان بفشاندیم

از کشت امل حاصل حرمان درویدیم

با خنگ هوا وادی غفلت بسپردیم

با چنگ هوس پردهٔ عصمت بدریدیم

از سرزنش خلق چه نالیم که از ماست

بر ما به سزا آنچه بگفتند و شنیدیم

انصاف نباشد که برنجیم و نسنجیم

با خود که چه مقدار تبهکار و پلیدیم

سرمایهٔ طاعات ببازار معاصی

بردیم و همین حسرت و اندوه خریدیم

نبود عجب ار راه نبردیم به جایی

بیهوده همی پشت به مقصود دویدیم

تقدیر قوی را چه کند رای ضعیفان

هم از ره تدبیر به تقدیر رسیدیم

تا عاقبت احرام در کعبهٔ مقصود

بستیم و دل از نیک و بد خلق بریدیم

سرتاسر این بادیه هرسو که گذشتیم

پیش و پس این قافله هرجا که رسیدیم

جز خدمت دارای جهان سایهٔ یزدان

چیزی که بدان شاد توان بود ندیدیم

راندیم ز دل هرچه نه با یاد خدا بود

پس در کنف سایه وی جای گزیدیم

شاهنشه دین فتحعلی‌شاه جوان بخت

شبهش به عدالت ز زمانه نشنیدیم

در دهر نشاط از تو که نامت چو نشان باد

افسوس نشانی به جز از نام ندیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اندوه و رنج انسان در زندگی است. شاعر از دردهای ناشی از خمار و غم سخن می‌گوید و می‌افزاید که هر لحظه‌ای که از زندگی را تجربه کرده، با غم و فریب همراه بوده است. او به عواقب اعمال خود اشاره می‌کند و به این نکته می‌رسد که انسان‌ها به دلیل غفلت و هوس، از مسیر صحیح دور شده‌اند و در نهایت، تنها چیزی که در زندگی قابل توجه است، یاد خدا و خدمت به اوست. شاعر با اشاره به بی‌فایده بودن تلاش‌های انسان برای رسیدن به خوشبختی‌های دنیوی، به تقدیر قوی الهی و ناتوانی انسان در تغییر سرنوشت اشاره می‌کند. در نهایت، او می‌گوید که شادابی و نشاط واقعی تنها در یاد خدا یافت می‌شود و افسوس که هیچ نشانه‌ای از جز آن نداریم.