نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازم

حاصل هر دو جهان در قدمش در بازم

سازگار ار نشود گردش این نیلی خم

با خم باده و با گردش ساغر سازم

عشق خود پرده در آمد چه کنم ورنه بسی

جهد کردم که مگر فاش نگردد رازم

عاشق ور ندم بدنام و خوشم کز دگران

بهمین مرتبه در کوی مغان ممتازم

بجهان آمدم و رفتم و در وانشدم

نه ز انجام خود آگاه، نه از آغازم

خوارم ار در نظر شیخ عجب نیست نشاط

به خرابات بیا تا نگری اعزازم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زندگی بی‌پروای خود اشاره می‌کند. او از پیر میخانه می‌خواهد که اگر بر چهره‌اش تأثیری گذاشته، رضایت داشته باشد، چون او همه‌چیز را در پای عشق و باده قربانی کرده است. اگرچه ممکن است دنیا و تقدیر با او سازگار نباشد، او با خوشی و عشق خود به زندگی ادامه می‌دهد. شاعر عمیقاً در مورد وضعیت خود و عشقش تأمل می‌کند و بر این باور است که در دنیای عشق و میخانه، او از دیگران ممتاز است. او حتی از سرنوشت خود بی‌خبر است و می‌خواهد که در این خرابات (محل زندگی عاشقان) شناخته شود و تقدیرش را بپذیرد.