شمارهٔ ۱۸۱ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم
با خیال تو چه شبها چه سحرها داریم
بیخود و بیخبر و عاجز و مسکین و ضعیف
بخر ای خواجه ببین تا چه هنرها داریم
از دیار دگریم آمده سوی تو، کجاست
ترجمانی که بگوید چه خبرها داریم
یک نظر بیش بلعل تو ندیدیم و کنون
روزگاریست که در دیده گهرها داریم
از عدم تا بوجود اینهمه ره آمده ایم
می ندانیم در این ره چه ضررها داریم
از عدم تا بوجود اینهمه ره باید رفت
دیر شد دیر که در پیش سفرها داریم
بار بگذارو گرانی بنه ای دل که براه
گر سبکبار نباشیم خطرها داریم
چند روزیست که بر عقل بهمدستی عشق
غارت آورده و امید ظفرها داریم
خدمت سایه کشد تا بر خورشید نشاط
نخلها کشته و امید ثمرها داریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانی است که به یاد معشوق خود ناله میکنند و در غم فراق او به سر میبرند. شاعر از حالتی ناامیدی و ضعف سخن میگوید و به عشق و امید به وصال اشاره میکند. او، با زندگی پر از غم و ناملایمات، به جستجوی معشوق و احوالات آن میپردازد و نشان میدهد که برای رسیدن به او مسیرهای دشواری را باید طی کنند. در نهایت، امیدی به بهبود و لطف معشوق وجود دارد و شاعر از عشق به عنوان نیرویی قوی در این مسیر یاد میکند.