نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما بندگان نه در خور این پایه بوده‌ایم

گوی سعادت از کرم شه ربوده‌ایم

تا دیده‌ایم دیده بر این در فکنده‌ایم

تا بوده‌ایم جبهه بر این خاک سوده‌ایم

چشم طمع ز نیک و بد خلق بسته‌ایم

تا دیدهٔ نیاز بر این در گشوده‌ایم

بی‌خدمتی به سفرهٔ نعمت نشسته‌ایم

بی‌طاعتی به بستر راحت غنوده‌ایم

گامی نرفته دامن مقصد گرفته‌ایم

تخمی نکشته حاصل مطلب دروده‌ایم

بر ما در فزایش نعمت گشوده‌اند

چندان که ما به غفلت و عطلت فزوده‌ایم

ما را بهانهٔ کرم خویش کرده‌اند

ورنه سزای این همه احسان نبوده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ضعف و ناتوانی خود در برابر نعمت‌های الهی اشاره می‌کند. او به این نکته می‌پردازد که ما، بندگان خدا، شایسته‌ی این همه نعمت نیستیم و به لطف و کرم خداوند به این مقام رسیده‌ایم. ما به عذاب و غفلت عادت کرده‌ایم و همچنان در انتظار نعمت‌ها نشسته‌ایم، بدون آنکه تلاش و زحمتی برای کسب آن‌ها کشیده باشیم. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که این نعمت‌ها به ما عطا شده، در حالی که خود به هیچ‌کجا نرفته‌ایم و هیچ تلاشی نکرده‌ایم.