شمارهٔ ۱۹۵ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روزی که نبینند نشانی بجهانم
از خاک در میکده جویند نشانم
جانم بلب و جام لبالب ز شراب است
شاهد ببرم به که شهادت بزبانم
تا خاک وجودم بکجا باد کشاند
امروز که خاک قدم باده کشانم
از کنج خرابات بجایی نبرم رخت
گر خلد برین است که من باز برآنم
من چیستم از من چه گناهی چه ثوابی
نه در خورد و زخ نه سزاوار جنانم
پی پرده نهان است زهی روی نگارم
ناگفته عیان است زهی راز نهانم
من هیچم و از هیچ بجز، هیچ نیاید
گفتند چنین باشم و کردند چنانم
از من چه اقامت طلبی روز رحیلش
او میرود و میبرد از دست عنانم
یاران نشاطند ز دوران جهان شاد
من شاد بدوران شهنشاه جهانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تبیین حال و مقام شاعر میپردازد. او از عدم قابلیت شناخت خود و بیخبری از حقیقت وجودش سخن میگوید. شاعر اشاره دارد که در دنیای مادی و میکده به دنبال نشانهای از وجودش هستند. حالتی از سرخوشی و شادابی در او وجود دارد، ولی در عین حال به عدم رهایی و بیمعنایی زندگی نیز اشاره میکند. او به دوگانگی وجود و عدم، گناه و پاداش، و همچنان به خودکامگی زمانه میپردازد. در نهایت، او خود را ناپیدا و بیهویت میداند و بر این باور است که در زندگی جز نوشیدن شراب و لذت از لحظات خوش چیزی نمیخواهد.