شمارهٔ ۲۰۱ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ز آتش عشق نخستین قسم
اولین نفخه و آخر نفسم
خواجه تاش خردم بنده ی عشق
خواجه ی و هم و امیر هوسم
بهر این گمشدگان از دل و لب
آتش قافله ی بانگ جرسم
دوستم من که جز او نیست کسی
دوست من نیست که من هیچکسم
ساخت از زحمت پرواز خلاص
چنگل باز و شکنج قفسم
ساغر از دست شهنشه زده ام
مست شاهم چه زیان از عسسم
هر کسی را هوسی در سرو من
هوسم اینکه نباشد هوسم
پا نهادم بسر بر هر دو جهان
تا بپای تو بود دسترسم
هیچکس بیغمی امروز نشاط
غیر من نیست که من هیچکسم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلبستگی شاعر به معشوقهاش است. شاعر از آتش عشق و شور و شوقی که در دل دارد سخن میگوید و خود را بندهای از عشق میداند. او نشان میدهد که هیچکس جز معشوق برایش اهمیت ندارد و با وجود تمامی زحمات و دشواریها، همواره از عشق و زیباییهای معشوق الهام میگیرد. در نهایت، شاعر به یک احساس خاص اشاره میکند که تنها اوست که در این جهان خود را بیکسی و غمگینی حس میکند.