نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۲ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

غم عالم نبرد ره به دلم

که سرشتند به میخانه گلم

من چه دارم که ز احسان تو نیست

جان اگر بر تو فشانم خجلم

دوش دزدیده نگاهی به رخت

کردم، آوخ نکنی گر بحلم

می‌برم حسرت روی تو به خاک

تا چه گل‌ها که بروید ز گلم

گو فرود آکه گشایش با تست

مکن اندیشه ز تنگی دلم

شرح دل کار زبان نیست نشاط

کاش بیرون فتد از سینه دلم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به غم و اندوه شاعر اشاره دارد که ناشی از عشق و longing اوست. او می‌گوید که طعم غم در دلش نشسته و نمی‌تواند از احساسات خود دوری کند. در عین حال، او از زیبایی معشوقش و تاثیر آن بر زندگی‌اش سخن می‌گوید و حسرتی را که به خاطر دوری از محبوبش دارد، ابراز می‌کند. شاعر برای بیان احساساتش به شدت دلتنگی و شادی را در تقابل قرار می‌دهد و آرزو می‌کند که بتواند آنچه در دل دارد را به زبان بیاورد.