شمارهٔ ۲۰۳ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زبان بر بند ای ناصح زپندم
اگر دستت رسد بگشای بندم
کمان ابروی من بازو مرنجان
که من خود آهوی سردر کمندم
من از بند تو هرگز سر نپیچم
اگر ریزند از هم بند بندم
اگر فضل است و بخشش تا بخواهی
فقیر و بینوا و مستمندم
اگر عدل است و پرسش، تا شماری
گنهکارم، مپرس از چون و چندم
بهر گلشن که کردم عزم شاخی
رسید از خار گلبن سد گزندم
بهر صحرا که دیدم نیش خاری
دلیلی شد بیاد نوشخندم
در این ره دست من گیرند روزی
سری امروز بر پایی فکندم
باین سستی که میرانم در این دشت
نشاط افتد کجا صیدی به بندم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نصیحت کنندهای میگوید که زبانش را مراقب باشد زیرا او در بند احساسات و دلشکستگیهای خود است. شاعر از اندوه و رنجی که تجربه کرده، سخن میگوید و بیان میکند که اگرچه در فضای ظلم و بیعدالتی قرار دارد و فقیر و نیازمند به نظر میرسد، اما هرگز از اصول و ارزشهای خود دست نمیکشد. او به عشق و زیباییهای زندگی اشاره میکند و میگوید که در دلش امید و شجاعت برای ادامه تلاشهایش باقی مانده است. در نهایت، او انتظار دارد روزی بتواند بر مشکلات غلبه کند و به توفیق و خوشبختی برسد.