شمارهٔ ۲۰۹ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هوسی کردهام امروز که دیوانه شوم
دست دل گیرم و از خانه به ویرانه شوم
زاهد از مجلس ما گر نرود گو نرود
خانه بگذارم و از خانه به میخانه شوم
سست شد پایه و هم رخنه در افتاد به سقف
پیشتر زانکه فرود آید از این خانه شوم
زحمت خصم کنم کوته و از رحمت دوست
قصهها سازم و زافسانه به افسانه شوم
یار یارد گر و خصم دگر خصم نشاط
وقت آنست که من از همه بیگانه شوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از تمایل خود برای دیوانه شدن و ترک ایستایی زندگی میگوید. او میخواهد از زندگی معمولی و خانهنشینی فاصله بگیرد و به میخانه برود، جایی که از قید و بندها رهایی یابد. او به زاهدان و افرادی که در مجالس او نیستند بیتوجهی میکند و میخواهد از مشکلات رنجیدهخاطر و از دوستیها و دشمنیها رها شود. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که زمان آن رسیده از همه چیز و همه کس بینیاز و بیگانه شود.