شمارهٔ ۲۰۷ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
چه غم ار نه برگ و باری و نه زاد راه دارم
منم آن گدا که عزم در پادشاه دارم
نظری به رویش امشب نظری به ماه دارم
که میان ماه و رویش بسی اشتباه دارم
من اگر بدم چه باکم که تویی بدین نکویی
چه نکوییم از این به که تو نیکخواه دارم
به رخ از هجوم زلفت نبود مجال دیدن
که میان روز روشن دو شب سیاه دارم
نظر ار کنم به رویت اثری ز من نماند
به تو زحمتی که دارم به یکی نگاه دارم
چو گدای روستایی که به بزم شه درآید
چه کنم ادب ندانم که چسان نگاه دارم
چه زیان به من که از من اثری به جا نماند
که امید باز گشتن نه به جایگاه دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس گدایی و عشق است. شاعر با وجود نداشتن هیچ دارایی، به عشق خود توجه دارد و برای پادشاهش (محبوبش) دلیلی برای زندگی مییابد. او به زیبایی محبوبش اشاره میکند و از احساسات عمیق و گیجکننده خود صحبت میکند که گاه او را به شبهای تاریک میبرد. شاعر از ناتوانی در بیان احساساتش و عدم تأثیرگذاری بر محبوبش گله میکند و در نهایت به این واقعیت میرسد که با وجود همه این چالشها، هنوز امیدی به بازگشت و ملاقات دوباره دارد.