نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خرم آنان کافرید از نور خود یزدانشان

آفرینش تابشی از طلعت تابانشان

باز گردانند مهر از غرب و شق سازند ماه

آسمان گوییست گویی در خم چوگانشان

چون به حکم آیند و تمکین خاک تنشان خوابگاه

چون براق عزم در زین آسمان میدانشان

تشنه لب در رزم دشمن لیک اندر بزم دوست

چشمه ی خور دردی از ته جرعهٔ دورانشان

نیستیشان تا بقوت شام وانگه کاینات

از ازل بر خوان هستی تا ابد مهمانشان

در قضای حق رضاشان راستی خواهی، قضا

هست اجمالی که تفصیلش بود فرمانشان

فارق حقند و باطل خون نا حق کشتگان

از لب هر زخم انا الحق میسراید جانشان

آنکه شادی بخش کونین است غمگینش مخوان

دیده شان گریان مبین بنگر دل خندانشان

نور یزدانند اینان بس عجب نبود اگر

باشد از رحمت نظر بر سایهٔ یزدانشان

من به خود قالبی بی‌جان نمی‌بینم نشاط

جان عالم سر به سر بادا فدای جانشان

نا امید از ابر رحمت نیستم من کیستم

خاکی از ایوانشان یا خاری از بستانشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که درباره شخصیت‌های والای انسانی و نور الهی در وجودشان صحبت می‌کند. شاعر به ستایش افرادی می‌پردازد که به حقیقت و معنویت نزدیکند و نور یزدان (خدا) را در خود دارند. این افراد به عنوان آفرینش‌های برجسته و پرظرافت توصیف می‌شوند که قدرت و جاذبه‌شان می‌تواند جهان را تحت تاثیر قرار دهد. شاعر به تعلق این افراد به حقیقت و عشق و دوستی اشاره می‌کند و می‌گوید که آنها در جنگ با دشمن، تشنه‌ی پیروزی‌اند اما در جمع دوستان شاداب و خوشحالند. او تأکید می‌کند که اینان باطل را رها کرده و برای حق می‌جنگند. شعر همچنین بر انسانیت و رحمت خداوند تأکید دارد و ابراز امیدواری می‌کند که هیچ‌گاه از رحمت الهی ناامید نخواهد شد. در نهایت، شاعر خود را همچون ذره‌ای کوچک در کنار این بزرگواران احساس می‌کند و به مقام بلند آنها احترام می‌گذارد.