نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۲ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صبح عید و دهر خرم از بهار است اینچنین

یاجهان یکسر بعهد شهریار است اینچنین

این منم یا آفتاب از رای دارای جهان

زرد روی و تیره روز و خاکسار است اینچنین

زر مگر از روی دشمن رنگ بگرفتست وام

کاین زمان در پیشگاه شاه خوار است اینچنین

این منم یا آسمان کز پایه و مقدار خویش

در شمار پیشکاران شرمسار است اینچنین

خاکسارم بین ولی از خاک پایی کز شرف

افتخار خسروان روزگار است اینچنین

این منم یا تیر شه کز جمع همکیشان خویش

دورتر زین راستی از شهریار است اینچنین

این منم یا تیغ شه کز ضربه های جان ستان

چهره پر خون آنچنان دل پر شرار است اینچنین

نی من آن رمح شهم کز طعنه های دلخراش

با تنی لرزان و با جسمی نزار است اینچنین

زلف یار است از نسیمی یا گنهکاری ز بیم

یا نشاط از انتظاری بی قرار است اینچنین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوا و احوالات فرد شاعر در روز عید و بهار می‌پردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تمثیل‌های مختلف، از احساس زردی و سیاهی خود سخن می‌گوید و به تضاد میان شادی روز عید و غم درونی خود اشاره می‌کند. او خود را در مقایسه با آفتاب، آسمان و تیغ شاه قرار می‌دهد و از وضعیت نزار و خاکساری که در آن به سر می‌برد، می‌گوید. در نهایت، شاعر به احساسات پیچیده‌ای همچون اضطراب و انتظار نیز اشاره می‌کند که ناشی از عشق و گناهانش است. این شعر تصویرگرا و عاطفی به خوبی احساسات انسانی را در متضاد با شادی‌های بیرونی به تصویر می‌کشد.