شمارهٔ ۲۲۶ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر نمیخواهی غمینم ساختن،شادم مکن
ور نمیخواهی خرابم کردن، آبادم مکن
چند، گه نومید باید بود، گه امیدوار
یا فراموشم مکن ای دوست یا یادم مکن
زحمت از خاک درت بردن بمردن خوشتر است
سهل باشد یک دو روز ای خواجه آزادم مکن
نیست دل آگه، اگر دارد زبانم شکوه ای
بشنوی گر ناله ام، گوشی بفریادم مکن
نکته آموز ملایک بین، سبق خوانان عشق
من همین قابل نبودم، عیب استادم مکن
مدح آن رخسار گو کز جلوه ای دل میبرد
عیب من ناصح که دل از یک نگه دادم مکن
من نمیدانم غم است این کز تو دارم یا نشاط
تا غمینم میتوانی داشتن شادم مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات متناقض خود اشاره میکند. او از دوستش میخواهد که نه او را شاد کند و نه غمگین، زیرا از امید به ناامیدی و بلعکس خسته شده است. او ترجیح میدهد که در آرامش بماند و درد و رنج ناشی از عشق را تحمل نکند. همچنین، ابراز میکند که دردش از محبت است و نمیداند که آیا سبب این درد شادی است یا غم. او از بیان عیبها و انتقادهای دیگران نیز ناخوشنود است و به دوستش میگوید که نباید به او چیزی بگوید که باعث غمگینیاش شود. این شعر در نهایت به پیچیدگیهای احساسات انسانی و عشق اشاره دارد.