شمارهٔ ۲۲۸ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خِیرِ مَقدَم عشق آمد باز و غم رفت از میان
مقدم او هم مبارک باد بر دل هم به جان
بود جان بیتالحزن وز مَقدَمَش دارُالسُّرور
بود دل دارُالفُتَن وز موردش دارُالاَمان
در رهش از بیخودی ما را بساط اندر بساط
با وی از کالای هستی کاروان در کاروان
رهبر گمکردهراهان بیسراغ و بیچراغ
رایض توسنخیالان بیرکاب و بیعنان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خیر مقدم عشق دوباره به زندگی برگشته و غم از بین رفته است. ورود عشق بر دل و جان مبارک است، چرا که جان محل حزن و مقدم او جای شادی است. دل مکانی برای جذبه است و معشوق پناهگاهی امن برای عاشقان است. در راه او، از خود بیخود شدهایم و تمام وجود ما در حال سفر است. او راهنمای گمکردههاست و خیال ما را بدون کنترل و هدایت پیش میبرد.