نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۴ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بهار و عید مبارک به بخت شاهنشاه

پناه دولت ایران قوام دین الاه

اساس دولت و ذاتش قیاس جسم و روان

نظام ملت و حکمش مثال چشم و نگاه

جهان و نعمت او همچو گلستان و سحاب

روان و طاعت او همچو بوستان و گیاه

زبان روز و شب امروز صبح و شام همی

به بخت خسرو عالم به بخت شاهنشاه

چه گفت؟ گفت که ای صبح دلگشای ببال

چه گفت؟ گفت که ای شام غمفزای بکاه

جهان به عید بیاراست، روی عید به شاه

به روی دوست بیارای بزم و باده بخواه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به نوروز و عید بهery مفهوم سرزمین و پادشاهی اشاره می‌کند. او به بخت خوب شاهنشاه و حمایت‌های او از ایران و دین خداوند اشاره می‌کند. دولت را به جسم و روان تشبیه کرده و تاکید می‌کند که پادشاهی همانند چشم ملت است. همچنین جهان را به گلستان و نعمت‌های آن به گیاه تشبیه کرده و از زیبایی زندگی در این روزهای بهاری سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به جشن عید و مراسم آن اشاره دارد و دعوت می‌کند که بزم و می‌خواری برگزار شود.