نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۹ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز ما گمگشتگان پرسید از آن کوی

سراغ تشنگان جویید از جوی

میی بی غش، بتی دلکش، دلی خوش

لب ساقی، لب ساغر، لب جوی

فسونگر نو گلی، جزعی نظر باز

زبان دان بلبلی، لعلی سخنگوی

دگر از هر چه گویی، لب فروبند

دگر از هر چه جویی، دل فروشوی

و گر زین جمله جز غم حاصلت نیست

نشاط آسا دل دیوانه ای جوی

در ویرانه ی دل کوب و زانجا

سراغ بیدلان می پرس و میپوی

سری پر فتنه و کاری خطرناک

دلی بی باک و یاری مصلحت جوی

نشاط از یمن خاک پای خسرو

که آراید ملک زان لب فلک روی

از این صحرا مگر بیرون کشی رخت

ازین میدان مگر بیرون بری گوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از گم شدن در عشق و جستجوی شفافیت و حقیقت صحبت می‌کند. او از تشنگان دل و جویای زندگی می‌گوید و به می و زیبایی‌ها اشاره می‌کند. شاعر به اهمیت سکوت و عدم پرداختن به سخنان بیهوده تأکید می‌کند و از حالاتی چون غم و دیوانگی سخن می‌گوید. او به عشق و جستجوی دل شجاع و یاری نیازمند اشاره دارد و به روحیه‌ای شاداب و نشاط‌آور از خاک یک پادشاه اشاره می‌کند. در نهایت، او به ضرورت خروج از مشکلات و چالش‌های زندگی اشاره می‌کند.